تبليغاتX
کامپیوتر

تا اطلاع ثانوی تعطیل است

سلام به دوستای گلم

 

اون موقع که دبیرستان تموم شد وقتی آخرین امتحانم رو دادم موقع بیرون رفتن از مدرسه به خودم گفتم الان مثلا چی شد 12 سال درس خوندم بگم چی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اما اون موقع خیلی سریع وارد دانشگاه شدم .ترمهای اول و حتی وسطهای دانشگاه هر کی رو می دیدیم که فارغ التحصیل شده یا داره می شه بهش می گفتیم خوش به حالت ولی الان .....  امروز رفتم

 

دانشگاه دو تا از پروژه هایی که این ترم داشتم تحویل دادم اگه خدا به خواد و درسهای این ترم به خیر و خوشی پاس بشه دیگه فقط می مونه پروژه پایانی که هر وقت تمومش کنم دانشگاه تموم می شه الان هرکی من رو می بینه تبریک می گه که تقریبا فارغ التحصیل شدی و من میگم مرسی ولی تو دلم می گم مگه جدایی از دوستام با اون همه خاطره تبریک داره ؟؟؟؟!!!! امروز تقریبا همه برو بچ دانشگاه بودن سعی کردم این آخرین لحظات رو باهاشون خوش بگذرونم و کلی بخندم و به این چیزا فکر نکنم الکی می خندیدیم فکر کنین داشتیم CD ویژوال استودیو 2005 نصب می کردیم بعد این آدم ژاپنی های که عکساشون می آد به آدم لبخند می زنه رو هم می دیدم می خندیدم  به هر حال سعی کردم مثل آدمهای الکی خوش باشم ولی همین که اومدم خونه رفتم یه چرتی بزنم باز همون فکرهای مسخره زد به سرم اصلا نتونستم بخوام کلا یه مدتیه مدیدی است که این طوریم ولی هرچی به آخرش نزدیک می شم بیشتر داره می شه  فقط خودم رو با کار کردن و نوشتن پروژه و این جور چیزا سر گرم می کنم تا فکر نکنم  تازه فکر کنین من اصولا آدم زیاد احساسی نیستم ولی نمی دونم چرا مثل این دیوونه ها هی این فکرها می آد تو مخم نمی خواستم اینا رو بگم شما هم ناراحت شین ولی شرمنده نیاز به درد دل داشتم حتی الانم حالم خوش نیست به هر حال دوست رو واسه این چیزا ساختن که باهاتون درد دل کنم دیگه

 

همون طور که می بینین یه مدتی هست که آپ نکردم و همون طور که خیلی از دوستان می دونن یه مدتی هست حس و حال وبلاگ نویسی در من از بین رفته طوری تولد وبلاگم هم آپ نکردم ولی خوب این پست و دادم بگم وبلاگم تا اطلاع ثانوی تعطیل است یه جورایی فعلا خداحافظ تا هم من حال و هوام بهتر شه هم حس وبلاگ نویسی بهم برگرده امیدوارم طولانی نباشه  برام دعا کنین این فکرهای مسخره از ذهنم بپره هیچی بدتر از فراموشی و فراموش شدن نیست حداقل برای من که دوستام رو به این راحتی نمی تونم ترک کنم ولی خوب جدایی از دوستان هم بخش تلخی از زندگیه که باید قبولش کرد.ولی امیدوارم اینها همش فکرهای الکی باشه و ما همیشه باهم پیش هم و به فکر هم و به یاد خاطرات خوب باهم بودن جشنهای زنجیره ایمون  و خنده ها و سفرهامون  و  کلی چیزای خوب دیگه باشیم و از هیچ وقت یادمون نره البته همه اینا آرزو و ولی خوب آرزو بر جوانان عیب نیست .

 

توجه توجه :البته منظورم از این پست این نیست که جواب سوالاتون رو اگه بلد باشم ندم نه خوشحال می شم اگه بتونم بهتون کمک کنم اگه سوالی دارین در صفحه نظرات بپرسین من در آدرس وبلاگ یا ایمیلی  که می ذارین بهتون پاسخ میدم (البته اگه بلد باشم) مثل همین یه مدت که نبودم.

 

در آخر ممنون از دوست خوب اینترنتی وبلاگیم آقا شهاب خیلی ممنون از همدردیت واقعا لطف داری ولی می بینی که ....... ولی تو تند تند آپ کن. میام می بینم بچه ها آپ می کنن احساس می کنم اینترنت زنده هست و پر نشاط ولی یکنواختی ناراحتم می کنه .

خوب دوستان منتظر نظرات و آپدیتهای جدید و آف های زیباتون هستم .

این رو دیروز خوندم :

از دوست خود جدا شدی ، مبادا که بر جدایی اش افسرده و غمین گردی ، زیرا آنچه از وجود او در تو دوستی و مهر برانگیخته است ، ای بسا که در غیابش روشن تر و آشکارتر از دوران حضورش باشد . جبران خلیل جبران

  

دوستهای گلم همتون رو دوست دارم به امید دیدار در آینده نزدیک.

 

از پايان اين آغاز خبري ندارم .. شايد پاياني وجود نداشته باشد . تا هستيم همه چيز آغاز است  و هر  پايان سر آغازي  دوباره ...(این جمله رو از وبلاگ شهاب کش رفتم )

 

شاد سرزنده و موفق باشین. 

 

 

لینک مطلب  .:.     

نوشته شده توسط هدیه در شنبه بیستم بهمن 1386 و ساعت 18:44
هرگونه کپی برداری از مطالب اين وبلاگ تنها با ذکر مأخذ مجاز می باشد